فرایند گرایش فلسفه سیاسی در ایران و اسلام
23 بازدید
محل نشر: دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » بهار 1384 - شماره 67 (32 صفحه
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
جریان اندیشگی سیاسی در تاریخ و جهان اسلام و ایران، به ویژه در اوج شکوفایی یعنی از قرن دوم تا هشتم هجری، دارای نگرش‌ها و گرایشات گوناگون بوده است.به یک اعتبار، اهم گرایشات عمده و اصلی در این دوره عبارتند از گرایش فلسفی سیاسی، فقهی سیاسی، عملی(اجتماعی)سیاسی و مدیریت عملی سیاسی یعنی کارگذاری سیاسی یا سیاستگزاری.هر یک از این گرایشات؛با موضوع و منظر خاص، ماهیت مسائل ویژه خود را داشته منابع و آثار و نیز موسسین و پیروان شاخص خویش را داراست.حتی این گرایشات هر کدام دارای خاستگاه، جایگاه و نقشی مشخص بوده و همچنین تاریخ و سیر تحولات معینی را دارد.گرایش فلسفی سیاسی، در گستره ساختار و سیر اندیشگی سیاسی، بسان بنیاد اندیشه و اندیشه‌ورزی سیاسی و زیربنای سایر گرایشات فکری سیاسی محسوب می‌گردد.این گرایش فکری سیاسی به عنوان پشتوانه نظری و علمی گرایش عملی و عینی سیاسی ایرانیان و در راستای آن، از پگاه تاریخ و در جهان ایرانی، پیشینه و ریشه‌هایی بس گسترده، گشن و استوار داشته و دارد.«حکمت جاویدان»که آمیزه‌ای از آموزه‌های حکمت دینی و حکمت عقلی یا فلسفی و(بانگاه) حکمت سیاسی محسوب می‌گردد، از اهم ویژگی‌های بارز قوم و سرزمین بارور و سترگ ایران می‌باشد.مکتب رهایی بخش و تعالی آفرین اسلامی نیز شرایط بهینه‌سازی این گرایش را فراهم ساخت.بر این مبانی و در این راستا، ایرانیان مسلمان و پیش و بیش از همه، حکیم ابونصر محمد فارابی در قرن 4 هجری موفق به تجدید، باپردازی و سرانجام تاسیس و تولید نظام نظریه فلسفه سیاسی در ایران و جهاد اسلام گردید.گرایشی که با بهره‌گیری از یافته‌های فلسفی سیاسی و مدنی پیشین و به ویژه یونانی به صورت داده اولیه، و با بازپردازی آنها بر مبانی دینی مدنی اسلامی و با ساختار و سابقه حکمی و عقلانی ایرانی بازسازی شد.
آدرس اینترنتی